مرتضى راوندى

394

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در نسا و ابيورد ، ابريشم خام و پارچه‌هاى ابريشمى ، و در طوس كمربند ، و عبا ، تهيه مىشد ؛ و از هرات ، اقسام پارچه‌هاى زربفت و نمد و گليم و غاشيه و مخده و جامه‌دان صادر مىگرديد . از مرو ابريشم خام ، نخ ، مقنعه و اقسام پارچه‌ها صادر مىشد . » « 1 » به گفتهء قزوينى ، اهالى طبرستان در قرن چهارم ، در تربيت كرم ابريشم و بافتن پارچه‌هاى پشمى و فرش و انواع پوشاك و دستار مهارت داشتند . مقدسى نيز از تهيه و صدور انواع پارچه از اين ناحيه سخن مىگويد . به گفتهء مقدسى ، ديبا و نقاب گرگان معروف و جزو كالاهاى صادراتى بود . منسوجات رى ، چه در دوران قبل از اسلام و چه بعد از اسلام ، شهرت داشت . اين شهر چون در كنار راه ابريشم قرار داشت ، هنرمندان و صنعتگران اين ناحيه ، با استفاده از ابريشمهاى وارداتى چين ، در بافتن پارچه‌هاى نفيس استادى نشان مىدادند . ابن فقيه گويد : « لاهل الرى . . . الثياب المنيره . . . » در احسن التقاسيم آمده : « يحمل من الرى البرود و المنيرات . . . » اصطخرى در المسالك و ابن حوقل در صورة الارض گفته‌اند : « يرتفع من الرى . . الثياب - المنيره . . » ابو دلف نيز از پارچه‌هاى ممتاز رى سخن گفته و مىنويسد كه هر دويست وجب مربع پارچه‌هاى ممتاز رازى در حدود دو هزار درهم قيمت داشته . در ديگر منابع و سفرنامه‌ها نيز از ارزش اقتصادى پارچه‌هاى رى سخن رفته است . در عهد سلجوقيان ( قرن پنجم و ششم هجرى ) صنايع بافندگى ايران كه از دورهء آل بويه در خط پيشرفت گام نهاده بود ، همچنان به سير تكاملى خود ادامه داد . در اين دوره ، هنر بافندگى از لحاظ تنوع و ابتكار و نقشه و بافت بسيار ترقى كرد . قطعاتى از پارچه‌هاى آن دوره بدست آمده كه در نهايت زيبايى است ، و با تغيير نور ، رنگ آن دگرگون مىشود . بافت قالى و سجاده و گليمهاى عالى در دورهء حكومت ايلخانان در ايران و ساير كشورهاى اسلامى تابعه ، رونق يافت و مقدار زيادى از اين مصنوعات به هندوستان و اروپا صادر مىشد . مصنوعات موصل در اين دوره ، اهميت خاصى پيدا كرده بود . مسجدى كه غازان - خان ساخته بود ، با قاليهاى عالى سبزرنگ تزيين يافته بود . در اين دوره ، تبريز به اقتضاى موقعيت جغرافيايى ، فرهنگى و سياسى خاصى كه داشت ، مركز خريد و فروش و مبادلات اقتصادى بود . ارزش اقتصادى تبريز تا عهد صفويه ، دوام يافت و اكثر قاليها و مصنوعات صادراتى در اين شهر متمركز مىگرديد . ماركوپولو دربارهء ارزش اقتصادى تبريز ، در حدود سال 1271 ميلادى ، مىنويسد : « كالاهاى ساخت تبريز عبارت است از : همه‌گونه حرير كه بعضى سيم بفت و پاره‌اى زربفت و گرانبهاست . اين شهر به اندازه‌اى براى دادوستد مناسب است كه سوداگران هند و بغداد و نواحى گرمسير و همچنين اطراف و اكناف اروپا به آنجا روى مىآورند تا كالاهاى گوناگون تبريز را بخرند و بفروشند . » ماركو همچنين از شال ممتازى كه توسط رهبانان ديرنشين تهيه مىشود و قيمتى گران دارد ، سخن مىگويد . به اين ترتيب ، شواهد و روايات و مشهودات معلوم مىدارد كه در ايران بعد از اسلام

--> ( 1 ) . همان . ص 456 .